anklebones

[ایالات متحده]/ˈæŋklˌbəʊnz/
[بریتانیا]/ˈæŋkəlˌboʊnz/

ترجمه

n. استخوان‌های مفصل مچ پا.

عبارات و ترکیب‌ها

broken anklebones

شکستگی مچ پا

anklebones injury

آسیب مچ پا

anklebone pain

درد مچ پا

sprained anklebones

پیچ خوردگی مچ پا

anklebone fracture

شکستگی مچ پا

strong anklebones

مچ پاهای قوی

anklebones alignment

تراز مچ پا

anklebone surgery

جراحی مچ پا

جملات نمونه

the doctor examined her anklebones after she twisted it.

پزشک بعد از پیچ خوردگی، استخوان‌های مچ پا را معاینه کرد.

a broken anklebone can be very painful.

شکستگی استخوان مچ پا می‌تواند بسیار دردناک باشد.

she had surgery to repair the fractured anklebones.

او برای ترمیم استخوان‌های مچ پای شکسته تحت عمل جراحی قرار گرفت.

anklebones are important for walking and balance.

استخوان‌های مچ پا برای راه رفتن و حفظ تعادل مهم هستند.

the athlete's anklebones were strong and resilient.

استخوان‌های مچ پای ورزشکار قوی و انعطاف‌پذیر بودند.

x-rays can reveal damage to the anklebones.

عکسبرداری با اشعه ایکس می‌تواند آسیب به استخوان‌های مچ پا را نشان دهد.

the child's anklebones were still developing.

استخوان‌های مچ پای کودک هنوز در حال رشد بودند.

he sprained his anklebones while playing basketball.

او در حین بازی بسکتبال، استخوان‌های مچ پایش را پیچاند.

proper footwear can help protect the anklebones.

کفش مناسب می‌تواند به محافظت از استخوان‌های مچ پا کمک کند.

the injury affected her ability to move her anklebones freely.

این آسیب‌دیدگی توانایی او را برای حرکت آزادانه استخوان‌های مچ پا تحت تأثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید