ankles

[ایالات متحده]/ˈæŋkəlz/
[بریتانیا]/ˈæŋkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مفاصل متصل کننده پا و پا.
v. [Slang] راه رفتن; استعفا دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

hurt ankles

آسیب دیدگی مچ پا

weak ankles

مچ پاهای ضعیف

twisted ankles

پیچ خوردگی مچ پا

ankle pain

درد مچ پا

ankle sprain

کشیدگی مچ پا

high ankles

مچ پاهای بلند

ankle guards

محافظ مچ پا

strong ankles

مچ پاهای قوی

ankle boots

نیم بوت

ankle braces

سنجاق مچ پا

جملات نمونه

she twisted her ankles while running.

او در حالی که می‌دوید، مچ پاهایش را پیچاند.

he had strong, sturdy ankles.

او مچ پاهایی قوی و استوار داشت.

the doctor examined her ankles for injuries.

پزشک مچ پاهای او را برای بررسی آسیب‌دیدگی معاینه کرد.

she wore ankle boots with a high heel.

او چکمه‌های مچ‌دار با پاشنه بلند پوشیده بود.

he stretched his ankles before exercising.

او قبل از ورزش کردن، مچ پاهایش را کشید.

ankle sprains are common injuries.

پیچ خوردگی مچ پا یک آسیب شایع است.

the dancers had graceful, flexible ankles.

رقصندگان مچ پاهای زیبا و انعطاف‌پذیر داشتند.

he taped his ankles for support during the game.

او برای حمایت در طول بازی، مچ پاهایش را چسب زد.

she had surgery to repair her broken ankles.

او برای ترمیم مچ پاهای شکسته اش عمل جراحی کرد.

the children played tag, running and jumping on their ankles.

کودکان بازیگوشانه بر روی مچ پاهایشان می‌دویدند و می‌پریدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید