ligaments

[ایالات متحده]/ˈlɪɡ.ə.mənts/
[بریتانیا]/ˈlɪɡ.ə.mənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوارهای بافتی که استخوان‌ها را به استخوان‌های دیگر متصل می‌کنند؛ رشته‌ها در یک لامپ

عبارات و ترکیب‌ها

torn ligaments

پارگی رباط

ligaments injury

آسیب رباط

stretch ligaments

کشیدگی رباط

ligaments repair

ترمیم رباط

damaged ligaments

رباط آسیب‌دیده

ligaments support

حمایت از رباط

ligaments strength

قدرت رباط

ligaments function

عملکرد رباط

ligaments flexibility

انعطاف‌پذیری رباط

ligaments strain

آسیب‌دیدگی رباط

جملات نمونه

ligaments connect bones to other bones.

پیچ‌ها استخوان‌ها را به یکدیگر متصل می‌کنند.

injuries to ligaments can be very painful.

آسیب به لیگامان‌ها می‌تواند بسیار دردناک باشد.

strengthening ligaments is important for athletes.

تقویت لیگامان‌ها برای ورزشکاران مهم است.

ligaments play a crucial role in joint stability.

لیگامان‌ها نقش مهمی در ثبات مفصل ایفا می‌کنند.

he tore a ligament during the game.

او در طول بازی یک لیگامان را پاره کرد.

ligaments can take a long time to heal.

بهبودی لیگامان‌ها ممکن است زمان زیادی طول بکشد.

physical therapy can help strengthen ligaments.

فیزیوتراپی می‌تواند به تقویت لیگامان‌ها کمک کند.

ligaments are made of tough, elastic tissue.

لیگامان‌ها از بافت سخت و الاستیک ساخته شده‌اند.

doctors often examine ligaments for injuries.

پزشکان اغلب لیگامان‌ها را برای بررسی آسیب‌ها معاینه می‌کنند.

proper warm-up can protect ligaments during sports.

گرم کردن مناسب می‌تواند از لیگامان‌ها در طول ورزش محافظت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید