anklet

[ایالات متحده]/'æŋklɪt/
[بریتانیا]/'æŋklət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه جواهر یا زینت که دور مچ پا پوشیده می‌شود

جملات نمونه

I must search in the drowsy shade of the bakula grove, where pigeons coo in their corner, and fairies' anklets tinkle in the stillness of starry nights.

من باید در سایه ملایم درختان باکولا جستجو کنم، جایی که کبوترها در گوشه خود هم‌نوا می‌شوند و زنگوله‌های النگوی پریان در سکوت شب‌های پرستاره زنگ می‌زنند.

She wore a delicate anklet on her left foot.

او یک النگوی ظریف در پای چپ خود پوشیده بود.

The anklet jingled softly as she walked.

همانطور که راه می‌رفت، النگو به آرامی زنگ می‌زد.

The anklet was adorned with tiny charms.

النگو با طلسم‌های کوچک تزئین شده بود.

She bought a silver anklet to match her dress.

او یک النگوی نقره‌ای خرید تا با لباسش مطابقت داشته باشد.

The anklet added a touch of elegance to her outfit.

النگو ظاهری شیک به لباس او اضافه کرد.

She felt bare without her anklet on.

بدون النگوی خود احساس برهنگی می‌کرد.

The anklet slipped off her ankle and fell to the ground.

النگو از مچ پایش لیز خورد و روی زمین افتاد.

The anklet was a gift from her best friend.

النگو هدیه‌ای از بهترین دوستش بود.

She wore an anklet with a small bell attached.

او النگویی با یک زنگوله کوچک متصل به آن پوشیده بود.

The anklet matched perfectly with her sandals.

النگو به طور کامل با صندل‌هایش مطابقت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید