gold bangle
دستبند طلا
chunky bangle
دستبند ضخیم
silver bangle
دستبند نقره
stacked bangles
دستبندهای روی هم
beaded bangle
دستبند مهرهای
he buys her lots of pretties—bangles and rings and things.
او خریدهای زیادی برای او انجام میدهد - دستبندها و حلقهها و چیزهای دیگر.
Ethnic, Traditional and Modern Salwar Suits, Churidars, Pants Sets, Kurtis, Costume Jewellery, Bangles, Bindis Jewelry-Costume
لباسهای سالوار، چوریدار، ستهای شلوار، کرتی، جواهرات نمایشی، دستبندها، زیورآلات بندی - نمایشی
She wore a stack of colorful bangles on her wrist.
او مجموعهای از دستبندهای رنگارنگ در مچ دست خود پوشیده بود.
The bangle slipped off her hand and fell to the ground.
دستبند از دست او لیز خورد و روی زمین افتاد.
He gifted her a gold bangle for her birthday.
او به عنوان هدیه تولد به او یک دستبند طلایی داد.
The dancer's bangles jingled as she moved.
همانطور که رقصنده حرکت میکرد، دستبندهای او زنگ میزد.
She found a beautiful silver bangle at the flea market.
او یک دستبند نقرهای زیبا در بازار دست دوم پیدا کرد.
The bangle was engraved with intricate designs.
دستبند با طرحهای پیچیده حکاکی شده بود.
She stacked multiple bangles on one arm for a bohemian look.
او چندین دستبند را در یک بازو برای داشتن ظاهری کولی وار انباشته کرد.
Her grandmother passed down a vintage bangle to her.
مادربزرگش یک دستبند قدیمی را به او به ارث رساند.
The bangle clinked against the table as she reached for her glass.
همانطور که او به سمت لیوانش دست میکرد، دستبند به میز برخورد کرد.
She couldn't find the matching bangle to complete her set.
او نتوانست دستبند مشابهی پیدا کند تا مجموعه خود را کامل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید