annualry

[ایالات متحده]/ˈænjuəri/
[بریتانیا]/ˈænjueri/

ترجمه

n. نوشته‌ی باستانی از "anniversary"؛ یک تاریخ که به طور سالانه به یاد آورده یا جشن گرفته می‌شود.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the company hosted its annualry meeting for all shareholders last week.

شرکت گذشته هفته جمعیت سالانه خود را برای تمامی سهامداران برگزار کرد.

we need to finalize the annualry budget before the fiscal year ends.

ما باید بودجه سالانه را قبل از پایان سال مالی نهایی کنیم.

her annualry salary was increased by ten percent after her promotion.

پس از ارتقا، حقوق سالانه او به ۱۰ درصد افزایش یافت.

many people visit the park for the famous annualry flower festival.

بسیاری از افراد به پارک می‌آیند تا در جشنواره گل سالانه معروف شرکت کنند.

regular maintenance checks are performed on an annualry basis.

بررسی‌های نگهداری معمول به صورت سالانه انجام می‌شود.

the report provides a comprehensive annualry review of market trends.

این گزارش یک مرور جامع از روندهای بازار را ارائه می‌دهد.

subscribers will be charged the annualry fee starting next month.

مشترکان از ماه آینده به عنوان هزینه سالانه پرداخت خواهند کرد.

please submit your annualry tax return by the end of april.

لطفاً گزارش مالیاتی سالانه خود را تا پایان آوریل ارسال کنید.

the university publishes an annualry prospectus for prospective students.

دانشگاه یک گزینه سالانه را برای دانشجویان آینده منتشر می‌کند.

our team celebrated another successful annualry sales record.

تیم ما یک رکورد فروش موفق دیگر را در سالانه جشن گرفت.

membership in the club requires an annualry subscription.

عضویت در کلوب نیاز به اشتراک سالانه دارد.

he underwent his annualry health checkup at the local clinic.

او آزمایش سلامتی سالانه خود را در کلینیک محلی انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید