recurring

[ایالات متحده]/rɪˈkɜːrɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈkɜːrɪŋ/

ترجمه

v. تکراری؛ مجدداً رخ دادن؛ دوباره ظاهر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

recurring problem

مشکل تکراری

recurring theme

موضوع تکرارشونده

recurring dream

رویای تکراری

recurring issue

مشکل تکراری

recurring costs

هزینه‌های تکراری

recurring event

واقعه تکراری

recurring error

خطای تکراری

recurring payments

پرداخت‌های تکراری

recurring question

سوال تکراری

recurring visits

بازدیدهای تکراری

جملات نمونه

the recurring dream always involved a dark forest.

رویای تکراری همیشه شامل یک جنگل تاریک بود.

we noticed a recurring theme in her artwork: nature and loss.

ما متوجه یک مضمون تکراری در آثار هنری او شدیم: طبیعت و از دست دادن.

recurring headaches prompted her to see a doctor.

سردردهای تکراری باعث شد او به پزشک مراجعه کند.

the recurring characters in the series created a sense of familiarity.

شخصیت‌های تکراری در مجموعه، احساس آشنایی ایجاد کرد.

he has a recurring role in the television show.

او نقش تکراری در برنامه تلویزیونی دارد.

the recurring problem with the software was slow performance.

مشکل تکراری نرم افزار عملکرد کند بود.

there were recurring complaints about the noise levels.

شکایت‌های تکراری در مورد سطح صدا وجود داشت.

the recurring question during the meeting was about the budget.

سوال تکراری در طول جلسه در مورد بودجه بود.

the recurring event is the annual company picnic.

رویداد تکراری پیک نیک سالانه شرکت است.

the recurring use of symbolism added depth to the novel.

استفاده تکراری از نمادگرایی به عمق رمان افزود.

recurring maintenance is essential for the longevity of the equipment.

نگهداری تکراری برای طول عمر تجهیزات ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید