annuities

[ایالات متحده]/ə'njuːɪtɪ/
[بریتانیا]/ə'nuəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مستمری
حق مستمری
بیمه مستمری

عبارات و ترکیب‌ها

annuity payment

پرداخت تداوم حقوق

fixed annuity

تداوم حقوق ثابت

variable annuity

تداوم حقوق متغیر

annuity contract

قرارداد تداوم حقوق

annuity provider

ارائه دهنده تداوم حقوق

جملات نمونه

He purchased an annuity to provide a steady income in retirement.

او برای تأمین درآمد ثابت در دوران بازنشستگی، یک بیمه عمر خریده است.

An annuity can help ensure financial security in the future.

یک بیمه عمر می‌تواند به تضمین امنیت مالی در آینده کمک کند.

She receives a monthly annuity payment from her previous employer.

او هر ماه از کارفرمای سابق خود مبلغ بیمه عمر دریافت می‌کند.

Many retirees choose to invest in annuities for guaranteed income.

بسیاری از بازنشستگان برای داشتن درآمد تضمین‌شده در بیمه عمر سرمایه‌گذاری می‌کنند.

The annuity payout is based on the terms of the contract.

پرداخت بیمه عمر بر اساس شرایط قرارداد است.

He decided to cash out his annuity early to fund a new business venture.

او تصمیم گرفت زودتر بیمه عمر خود را نقد کند تا یک طرح کسب و کار جدید را تامین مالی کند.

An annuity can be a valuable tool for retirement planning.

بیمه عمر می‌تواند ابزاری ارزشمند برای برنامه‌ریزی بازنشستگی باشد.

She set up an annuity to provide for her children's education expenses.

او یک بیمه عمر برای تامین هزینه‌های تحصیل فرزندانش ایجاد کرد.

The annuity offers a guaranteed stream of income for a specified period.

بیمه عمر یک جریان درآمد تضمین‌شده برای یک دوره مشخص ارائه می‌دهد.

Investing in an annuity can offer tax advantages for some individuals.

سرمایه‌گذاری در بیمه عمر می‌تواند مزایای مالیاتی برای برخی افراد به همراه داشته باشد.

نمونه‌های واقعی

And you can do that by buying an annuity.

شما می‌توانید این کار را با خرید یک رهن انجام دهید.

منبع: Financial Times Podcast

What! On your—and Aunt Rina's annuity!

چه! روی شما و رهن عمه رینا!

منبع: Haida Gaobule

I have given a mortgage on our annuity.

من یک وام مسکن روی رهن ما داده ام.

منبع: Haida Gaobule

They can get a lump sum or an annuity.

آنها می توانند یک مبلغ یکجا یا یک رهن دریافت کنند.

منبع: 2010 English Cafe

Poor Douglas had only his pay and a small annuity.

داگلاس بیچاره فقط حقوق و یک رهن کوچک داشت.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: New Cases (Part Two)

But I shall not give up my Liberty for a dirty annuity.

اما من آزادی خود را برای یک رهن کثیف رها نخواهم کرد.

منبع: Middlemarch (Part Four)

That afternoon, accompanied by his secretary, he sold the annuities to a stock-broker and realized forty-six thousand francs.

در آن بعد از ظهر، همراه با منشی اش، او اوراق مشارکت را به یک کارگزار سهام فروخت و چهل و شش هزار فرانک به دست آورد.

منبع: Gentleman Thief

Your annuity—it's all that you and Aunt Rina have to live upon.

رهن شما - همه چیزهایی است که شما و عمه رینا برای زندگی دارید.

منبع: Haida Gaobule

They are going up, whilst the annuities are as high as they ever will be.

آنها در حال افزایش هستند، در حالی که اوراق مشارکت در بالاترین حد خود هستند.

منبع: Gentleman Thief

There were various bequests of money, in bulk or in annuities, to friends and dependents.

اهدای مختلفی از پول، به صورت یکجا یا در قالب اوراق مشارکت، به دوستان و افراد تحت تکفل انجام شد.

منبع: One Shilling Candle (Upper)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید