anorak

[ایالات متحده]/'ænəræk/
[بریتانیا]/'ænəræk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ژاکت ضخیم؛ پارچه ضد آب؛ پیراهن اسکی
شکل‌های واژه
جمعanoraks

جملات نمونه

Female: Oh yes, I do remember something else. He was wearing a yellow jacket-you know, a light anorak sort of thing-and jeans, bluejeans.

زن: اوه بله، من چیز دیگری هم به یاد دارم. او یک ژاکت زرد به تن داشت - می‌دانید، جورای سبک - و شلوار جین، جین آبی.

He always wears an anorak when he goes hiking.

او همیشه وقتی برای پیاده‌روی می‌رود، یک آنوراک می‌پوشد.

She pulled on her anorak before heading out into the rain.

او قبل از بیرون رفتن در باران، آنوراکش را پوشید.

The bright red anorak stood out among the crowd.

آنوراک قرمز روشن در میان جمعیت خودنمایی می‌کرد.

I need to buy a new anorak for the upcoming camping trip.

من باید یک آنوراک جدید برای سفر کمپینگ آینده بخرم.

He keeps his wallet in the pocket of his anorak.

او کیف پولش را در جیب آنوراکش نگه می‌دارد.

The anorak protected her from the cold wind.

آنوراک او را از باد سرد محافظت کرد.

The anorak is made of waterproof material.

آنوراک از مواد ضد آب ساخته شده است.

She tied the hood of her anorak tightly under her chin.

او کاپشن آنوراکش را محکم زیر چانه‌اش بست.

He looked like a seasoned hiker in his anorak and hiking boots.

او با آنوراک و چکمه‌های پیاده‌روی‌اش مانند یک کوهنورد با تجربه به نظر می‌رسید.

The anorak kept her dry during the sudden downpour.

آنوراک او را در طول باران ناگهانی خشک نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید