zipper

[ایالات متحده]/'zɪpə/
[بریتانیا]/'zɪpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه بست که از دو نوار پارچه‌ای با دندان‌های فلزی یا پلاستیکی قفل‌شونده تشکیل شده است
vi. با زیپ بست یا بسته شود
vt. با زیپ بست یا بسته شود

عبارات و ترکیب‌ها

zipper pull

کش زیپ

zipper pocket

جیب زیپ‌دار

zipper closure

بست با زیپ

broken zipper

زیپ شکسته

invisible zipper

زیپ نامرئی

zipper puller

کشنده زیپ

جملات نمونه

The zipper is red.

زیپ قرمز است.

a coat with zippered pockets.

یک کت با جیب‌های زیپ‌دار.

he wore a running suit zippered up tight.

او یک لباس ورزشی زیپ‌دار و تنگ پوشید.

Our new "stay fresh" reclosable zipper bag helps keep our raisins "fruit stand" fresh.

کیف زیپ‌دار قابل‌بسته شدن جدید ما به حفظ تازگی کشمش‌های ما کمک می‌کند.

Plastic logo, label, patches eyelets, sole, air ventage parts, zipper puller, lighting devices, ornaments with electronic accessories

لوگوهای پلاستیکی، برچسب‌ها، وصله‌ها، چشمک‌ها، زیره، قطعات تهویه هوا، کشوی زیپ، دستگاه‌های روشنایی، تزئینات با لوازم جانبی الکترونیکی

He couldn't find the zipper on his backpack.

او نمی‌توانست زیپ کوله‌پشتی خود را پیدا کند.

The zipper on my pants broke.

زیپ شلوارم شکست.

I need to buy a new zipper for my purse.

من باید یک زیپ جدید برای کیف پولم بخرم.

The dress has a hidden zipper in the back.

لباس یک زیپ پنهان در پشت دارد.

She carefully sewed the zipper onto the dress.

او با دقت زیپ را به لباس دوخت.

The suitcase has a sturdy zipper for security.

چمدان دارای زیپ محکمی برای امنیت است.

He struggled to unzip the stubborn zipper.

او برای باز کردن زیپ سرسخت تلاش کرد.

The jacket has a double zipper for extra warmth.

ژاکت دارای زیپ دوگانه برای گرمای بیشتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید