answerablenesses

[ایالات متحده]/ˈɑːnsərəblənsiːz/
[بریتانیا]/ˌænˈsərəbəl nɪsiz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت پاسخگویی؛ مسئولیت‌پذیری.

عبارات و ترکیب‌ها

accountabilities and answerablenesses

مسئولیت‌ها و پاسخگویی‌ها

جملات نمونه

the company's answerablenesses are being questioned by the public.

مسئولیت‌های شرکت مورد سوال مردم قرار گرفته است.

his numerous answerablenesses led to his promotion.

مسئولیت‌های متعدد او منجر به ارتقای او شد.

she demonstrated a range of answerablenesses in her role.

او طیف وسیعی از مسئولیت‌ها را در نقش خود نشان داد.

the report highlighted the importance of accountability and answerablenesses.

گزارش بر اهمیت پاسخگویی و مسئولیت‌ها تاکید کرد.

his answerablenesses were evident in his handling of the crisis.

مسئولیت‌پذیری او در نحوه رسیدگی به بحران آشکار بود.

the team's success relied on their collective answerablenesses.

موفقیت تیم به مسئولیت‌پذیری جمعی آنها بستگی داشت.

lack of answerablenesses can lead to serious consequences.

نبودن مسئولیت‌پذیری می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

he was praised for his strong answerablenesses and work ethic.

او به خاطر مسئولیت‌پذیری و اخلاق کاری قوی‌اش مورد تحسین قرار گرفت.

the organization fosters a culture of accountability and answerablenesses.

سازمان فرهنگ پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری را ترویج می‌کند.

answerablenesses are crucial for effective leadership.

مسئولیت‌پذیری برای رهبری موثر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید