answerback

[ایالات متحده]/ˈɑːnsəbæk/
[بریتانیا]/ˈænsərbæk/

ترجمه

v. پاسخ دادن به طور خشیش یا بی‌احترام
n. پاسخ؛ سیگنال پاسخ
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the modem's answerback confirmed the successful connection.

پاسخ دادن مودم تأیید اتصال موفقیت آمیز را تأیید کرد.

users must enter the correct answerback code to access the system.

کاربران باید کد پاسخ دادن درست را وارد کنند تا به سیستم دسترسی پیدا کنند.

the answerback function automatically sends a confirmation signal.

تابعیت پاسخ دادن به طور خودکار یک سیگنال تأیید ارسال می کند.

check the answerback message on the display before proceeding.

قبل از ادامه دادن، پیام پاسخ دادن را روی نمایشگر بررسی کنید.

the answerback system recorded all network responses.

سیستم پاسخ دادن تمام پاسخ های شبکه را ثبت کرد.

our answerback protocol ensures secure data transmission.

پروتکل پاسخ دادن ما انتقال داده های امن را تضمین می کند.

the device's answerback capability can be disabled for privacy.

توانایی پاسخ دادن دستگاه می تواند به منظور حریم خصوصی غیر فعال شود.

an automatic answerback will be sent when the message is received.

وقتی پیام دریافت می شود، یک پاسخ دادن خودکار ارسال خواهد شد.

the answerback code identifies each terminal on the network.

کد پاسخ دادن هر ترمینال روی شبکه را شناسایی می کند.

configure the answerback settings in the control panel.

پیکربندی تنظیمات پاسخ دادن در پنل کنترل انجام دهید.

the answerback signal verified the data integrity.

سیگنال پاسخ دادن سلامت داده را تأیید کرد.

without the proper answerback, the connection will fail.

بدون پاسخ دادن مناسب، اتصال با خطا مواجه خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید