rejoinder

[ایالات متحده]/rɪˈdʒɔɪndə(r)/
[بریتانیا]/rɪˈdʒɔɪndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پاسخ؛ یک جواب، به ویژه یکی که در پاسخ به یک سوال یا بیانیه است، اغلب یک ضد استدلال را ارائه می‌دهد.
Word Forms
زمان گذشتهrejoindered
جمعrejoinders

جملات نمونه

rejoinder to the defence

پاسخ به دفاع

"Dat Buck two devils," was Francois's rejoinder.

"Dat Buck two devils," Francois پاسخ داد.

In rejoinder, the abolitionists question the superior deterrent value of the death penalty.

در پاسخ، لغو برده‌داری ارزش بازدارنده برتر مجازات اعدام را زیر سوال می‌برد.

she would have made some cutting rejoinder but none came to mind.

او می‌توانست یک پاسخ تند و تیز بدهد، اما به ذهنش نرسید.

She made a quick rejoinder to his comment.

او به سرعت به نظرش پاسخ داد.

His witty rejoinder left everyone laughing.

پاسخ طعنه‌آمیز او باعث شد همه بخندند.

The lawyer prepared a strong rejoinder to the opposing counsel's argument.

وکیل برای پاسخ به استدلال وکیل حریف، یک پاسخ قوی آماده کرد.

The politician's rejoinder to the journalist's question was evasive.

پاسخ سیاستمدار به سؤال خبرنگار، فریبکارانه بود.

After a moment of silence, she finally came up with a rejoinder.

پس از لحظه‌ای سکوت، او بالاخره یک پاسخ آماده کرد.

His rejoinder was met with skepticism by the audience.

پاسخ او با شک و تردید توسط مخاطبان مورد استقبال قرار گرفت.

I expected a clever rejoinder from him, but he remained silent.

انتظار داشتم یک پاسخ باهوش از او بگیرم، اما او سکوت کرد.

The teacher's rejoinder to the student's question was informative.

پاسخ معلم به سؤال دانش‌آموز، آموزنده بود.

Her rejoinder was so well-reasoned that it silenced her critics.

پاسخ او به گونه‌ای منطقی بود که منتقدانش را ساکت کرد.

He always has a witty rejoinder ready for any situation.

او همیشه یک پاسخ طعنه‌آمیز آماده برای هر موقعیتی دارد.

نمونه‌های واقعی

I made an appropriate rejoinder, and he smiled wanly.

من یک پاسخ مناسب دادم و او با حالتی رنگ باخته لبخند زد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

I'm going to hit my step-nephew with so many stinging rejoinders that he'll be crying step-uncle.

منه با پاسخ‌های گزنده زیاد به برادرزاده ناتنی‌ام ضربه خواهم زد که او با حالتی غمگین و دلشکسته گریه خواهد کرد.

منبع: Modern Family - Season 08

She had a rejoinder to people who argue for neutrality. Where is Andrea?

او پاسخی برای کسانی که از بی‌طرفی استدلال می‌کنند داشت. آندرئا کجاست؟

منبع: Harvard University Open Course "Justice: What's the Right Thing to Do?"

On looking back, I realize that the remark was too obvious to make rejoinder necessary.

با نگاهی به گذشته، متوجه می‌شوم که آن اظهار نظر آنقدر واضح بود که نیازی به پاسخ نبود.

منبع: Sea Wolf (Volume 1)

This year has so far been a rejoinder to such excesses.

تا کنون، این سال پاسخی به چنین افراط و زیاده‌روی‌هایی بوده است.

منبع: Economist Finance and economics

Northmour spoke hotly, I remember, and I suppose I must have made some tart rejoinder.

نورت‌مور با حرارت صحبت کرد، من به یاد دارم و حدس می‌زنم که من پاسخی گزنده داده‌ام.

منبع: The New Arabian Nights (Part Two)

Her childish mouth was parted, awaiting a rejoinder.

دهان کودکانه او باز بود و منتظر پاسخی بود.

منبع: Beauty and Destruction (Part 1)

" Madam, I should like some tea, " was the sole rejoinder she got.

" خانم، دوست دارم چای بخورم،" تنها پاسخی بود که او دریافت کرد.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

And all the infant paupers might have chorussed the rejoinder with great propriety, if they had heard it.

و تمام کودکان فقیر می‌توانستند با کمال شایستگی آن پاسخ را تکرار کنند اگر آن را شنیده بودند.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

It was as though they had all convened and decided upon that rejoinder.

اینگونه بود که انگار همه گرد هم آمده بودند و بر سر آن پاسخ تصمیم گرفته بودند.

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید