answeres

[ایالات متحده]/ˈɑːnsəz/
[بریتانیا]/ˈænsərz/

ترجمه

n. جمع سوال؛ پاسخ یا پاسخ به یک سوال، مسئله یا وضعیت؛ یک راه حل

جملات نمونه

the teacher provided correct answeres to the students' questions.

معلم به سوالات دانش‌آموزان پاسخ‌های درستی ارائه کرد.

she wrote detailed answeres in the margin of her textbook.

او پاسخ‌های جزئیات‌مند را در کنار کتاب درسی خود نوشت.

we await your prompt answeres regarding this urgent matter.

ما منتظر پاسخ‌های شما در مورد این موضوع فوری هستیم.

he gave vague answeres to avoid revealing the truth.

او پاسخ‌های مبهمی داد تا واقعیت را آشکار نکند.

the software generates automated answeres based on keywords.

نرم‌افزار پاسخ‌های خودکار را بر اساس کلمات کلیدی تولید می‌کند.

please check your answeres before submitting the final exam.

لطفاً پاسخ‌های خود را قبل از ارسال آزمون نهایی بررسی کنید.

her confident answeres impressed the interview panel.

پاسخ‌های اطمینان‌آمیز او پنل مصاحبه را در جهت مثبتی تأثیر گذاشت.

seeking simple answeres to complex problems can be misleading.

دریافت پاسخ‌های ساده برای مسائل پیچیده می‌تواند اشتباه‌گر باشد.

the machine learning model predicts answeres with high accuracy.

مدل یادگیری ماشین پاسخ‌ها را با دقت بالا پیش‌بینی می‌کند.

verbal answeres must be recorded for documentation purposes.

پاسخ‌های شفاهی باید برای اهداف ثبت و دسته‌بندی ثبت شوند.

the candidate offered evasive answeres regarding his past experience.

نامزد پاسخ‌های گریزگاهی در مورد تجربیات گذشته‌اش ارائه کرد.

multiple choice answeres are easier to grade than essays.

پاسخ‌های چند گزینه‌ای نسبت به پاسخ‌های نوشتاری ساده‌تر ارزیابی می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید