she asks
او میپرسد
he asked
او پرسید
asks why
چرا میپرسد
asking questions
پرسیدن سؤالات
he asks about
او درباره... میپرسد
asks for help
درخواست کمک میکند
they asked
آنها پرسیدند
asking politely
با احترام میپرسد
she asks me
او از من میپرسد
asks a question
سؤالی میپرسد
the waiter asks if we need anything else.
خدمتکار میپرسد آیا به چیز دیگری نیاز داریم یا نه.
she asks for clarification on the project requirements.
او درخواست میکند که در مورد الزامات پروژه توضیح داده شود.
he asks a question about the company's policy.
او سؤالی در مورد سیاست شرکت میپرسد.
the teacher asks students to open their textbooks.
معلم از دانشآموزان میخواهد کتابهای درسی خود را باز کنند.
i ask my friend for advice on my career.
من از دوستم برای مشاوره در مورد شغلم میخواهم.
the journalist asks the politician a difficult question.
روزنامهنگار از سیاستمدار سؤالی دشوار میپرسد.
he asks permission to leave the meeting early.
او اجازه میخواهد که زودتر از جلسه خارج شود.
she asks a follow-up question to get more details.
او برای کسب اطلاعات بیشتر سؤالی بعدی را میپرسد.
the doctor asks about my medical history.
پزشک در مورد سابقه پزشکی من میپرسد.
he asks a series of questions to understand the situation.
او مجموعهای از سؤالات میپرسد تا وضعیت را درک کند.
the child asks why the sky is blue.
کودک میپرسد چرا آسمان آبی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید