asks

[ایالات متحده]/[əːks]/
[بریتانیا]/[æːks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از کسی سوال یا سوالاتی پرسیدن؛ از کسی چیزی درخواست کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

she asks

او می‌پرسد

he asked

او پرسید

asks why

چرا می‌پرسد

asking questions

پرسیدن سؤالات

he asks about

او درباره... می‌پرسد

asks for help

درخواست کمک می‌کند

they asked

آنها پرسیدند

asking politely

با احترام می‌پرسد

she asks me

او از من می‌پرسد

asks a question

سؤالی می‌پرسد

جملات نمونه

the waiter asks if we need anything else.

خدمتکار می‌پرسد آیا به چیز دیگری نیاز داریم یا نه.

she asks for clarification on the project requirements.

او درخواست می‌کند که در مورد الزامات پروژه توضیح داده شود.

he asks a question about the company's policy.

او سؤالی در مورد سیاست شرکت می‌پرسد.

the teacher asks students to open their textbooks.

معلم از دانش‌آموزان می‌خواهد کتاب‌های درسی خود را باز کنند.

i ask my friend for advice on my career.

من از دوستم برای مشاوره در مورد شغلم می‌خواهم.

the journalist asks the politician a difficult question.

روزنامه‌نگار از سیاستمدار سؤالی دشوار می‌پرسد.

he asks permission to leave the meeting early.

او اجازه می‌خواهد که زودتر از جلسه خارج شود.

she asks a follow-up question to get more details.

او برای کسب اطلاعات بیشتر سؤالی بعدی را می‌پرسد.

the doctor asks about my medical history.

پزشک در مورد سابقه پزشکی من می‌پرسد.

he asks a series of questions to understand the situation.

او مجموعه‌ای از سؤالات می‌پرسد تا وضعیت را درک کند.

the child asks why the sky is blue.

کودک می‌پرسد چرا آسمان آبی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید