answerphone

[ایالات متحده]/'ænsɚ'fon/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه پاسخگوی خودکار برای تماس‌های تلفنی
Word Forms

جملات نمونه

It had all seemed like a nice piece of harmless fun to them: leaving a jokey message on an actor's answerphone about the alleged sexual exploits of his 23-year-old granddaughter.

برای آنها، همه چیز شبیه یک تفریح ​​بی ضرر به نظر می رسید: گذاشتن یک پیام شوخی در پاسخگوی یک بازیگر در مورد سوء استفاده های جنسی ادعایی نوه 23 ساله اش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید