voicemail

[ایالات متحده]/ˈvɔɪsmeɪl/
[بریتانیا]/ˈvɔɪsmeɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستمی که به افراد اجازه می‌دهد پیام‌های ضبط شده برای دیگران بگذارند زمانی که نمی‌توانند از طریق تلفن در دسترس باشند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

check voicemail

بررسی پیام صوتی

leave voicemail

گذاشتن پیام صوتی

voicemail message

پیام صوتی

voicemail greeting

پیام خوش‌آمدگویی صوتی

retrieve voicemail

بازیابی پیام صوتی

voicemail inbox

صندوق ورودی پیام صوتی

voicemail system

سیستم پیام صوتی

voicemail service

خدمات پیام صوتی

forward voicemail

انتقال پیام صوتی

voicemail notification

اعلان پیام صوتی

جملات نمونه

i left a voicemail for you this morning.

من امروز صبح برایت پیام صوتی گذاشتم.

please check your voicemail for important messages.

لطفاً صندوق پیام صوتی خود را برای پیام‌های مهم بررسی کنید.

he always forgets to check his voicemail.

او همیشه فراموش می‌کند که صندوق پیام صوتی خود را بررسی کند.

can you send me a voicemail with the details?

آیا می‌توانید یک پیام صوتی با جزئیات برای من ارسال کنید؟

she prefers texting over leaving a voicemail.

او ترجیح می‌دهد به جای گذاشتن پیام صوتی، پیامک ارسال کند.

my voicemail is full; i need to delete some messages.

صندوق پیام صوتی من پر است؛ باید برخی از پیام‌ها را حذف کنم.

did you receive my voicemail from yesterday?

آیا پیام صوتی من را از دیروز دریافت کردی؟

he left a funny voicemail that made me laugh.

او یک پیام صوتی خنده‌دار گذاشت که باعث شد بخندم.

voicemail systems can be very helpful for busy people.

سیستم‌های پیام صوتی می‌توانند برای افراد پرمشغله بسیار مفید باشند.

make sure to set up your voicemail after getting a new phone.

مطمئن شوید که پس از دریافت تلفن جدید، صندوق پیام صوتی خود را راه اندازی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید