anteceded

[ایالات متحده]/ænˈtiːsidɪd/
[بریتانیا]/anˈtɛsɪdid/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت antecede

جملات نمونه

the event was anteceded by a period of calm.

واقعه با دوره‌ای از آرامش همراه بود.

his actions were anteceded by a long history of violence.

اقدامات او با سابقه طولانی خشونت همراه بود.

the discovery was anteceded by years of speculation.

کشف با سال‌ها گمانه‌زنی همراه بود.

the argument was anteceded by a misunderstanding.

بحث با سوء تفاهمی همراه بود.

the report anteceded the official announcement.

گزارش قبل از اعلام رسمی آمد.

his success was anteceded by years of hard work.

موفقیت او با سال‌ها تلاش سخت همراه بود.

the play was anteceded by a short introduction.

نمایش با یک مقدمه کوتاه همراه بود.

the painting was anteceded by sketches and studies.

نقاشی با طرح‌ها و مطالعاتی همراه بود.

the story anteceded a long and complicated history.

داستان با تاریخ طولانی و پیچیده‌ای همراه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید