preceded

[ایالات متحده]/prɪˈsiːdɪd/
[بریتانیا]/prɪˈsiːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قبل از چیزی اتفاق افتادن یا وجود داشتن؛ به جلو رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

preceded by

پیش از

preceded it

قبل از آن آمد

preceded them

قبل از آن‌ها آمد

preceded only

فقط قبل آمد

preceded here

اینجا قبل آمد

preceded events

قبل از وقایع آمد

preceded discussion

قبل از بحث آمد

preceded action

قبل از اقدام آمد

preceded conditions

قبل از شرایط آمد

preceded process

قبل از فرآیند آمد

جملات نمونه

the meeting was preceded by a lengthy discussion.

جلسه با بحث طولانی از پیش همراه بود.

her arrival was preceded by a phone call.

رسیدن او با یک تماس تلفنی از پیش همراه بود.

the movie was preceded by a short documentary.

فیلم با یک مستند کوتاه از پیش همراه بود.

the concert was preceded by a series of performances.

اجرا با مجموعه‌ای از اجراها از پیش همراه بود.

the storm was preceded by dark clouds.

طوفان با ابرهاي تيره از پیش همراه بود.

his speech was preceded by an introduction.

سخنرانی او با معرفی از پیش همراه بود.

the event was preceded by extensive planning.

این رویداد با برنامه ریزی گسترده از پیش همراه بود.

the announcement was preceded by rumors.

اعلامیه با شایعات از پیش همراه بود.

the meal was preceded by a toast.

وعده غذایی با یک مژده از پیش همراه بود.

the project was preceded by a feasibility study.

پروژه با یک مطالعه امکان سنجی از پیش همراه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید