preceded by
پیش از
preceded it
قبل از آن آمد
preceded them
قبل از آنها آمد
preceded only
فقط قبل آمد
preceded here
اینجا قبل آمد
preceded events
قبل از وقایع آمد
preceded discussion
قبل از بحث آمد
preceded action
قبل از اقدام آمد
preceded conditions
قبل از شرایط آمد
preceded process
قبل از فرآیند آمد
the meeting was preceded by a lengthy discussion.
جلسه با بحث طولانی از پیش همراه بود.
her arrival was preceded by a phone call.
رسیدن او با یک تماس تلفنی از پیش همراه بود.
the movie was preceded by a short documentary.
فیلم با یک مستند کوتاه از پیش همراه بود.
the concert was preceded by a series of performances.
اجرا با مجموعهای از اجراها از پیش همراه بود.
the storm was preceded by dark clouds.
طوفان با ابرهاي تيره از پیش همراه بود.
his speech was preceded by an introduction.
سخنرانی او با معرفی از پیش همراه بود.
the event was preceded by extensive planning.
این رویداد با برنامه ریزی گسترده از پیش همراه بود.
the announcement was preceded by rumors.
اعلامیه با شایعات از پیش همراه بود.
the meal was preceded by a toast.
وعده غذایی با یک مژده از پیش همراه بود.
the project was preceded by a feasibility study.
پروژه با یک مطالعه امکان سنجی از پیش همراه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید