foregoing

[ایالات متحده]/'fɔːgəʊɪŋ/
[بریتانیا]/'fɔrɡoɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیشین، قبلاً ذکر شده؛ قبلاً بیان شده یا توضیح داده شده

عبارات و ترکیب‌ها

the foregoing paragraph

پاراگراف فوق

جملات نمونه

Refer to the foregoing figures.

به نمودارهای فوق مراجعه کنید.

the foregoing remarks

اظهارات فوق

the foregoing discussion has juxtaposed management and owner control.

بحث و گفتگوهای فوق، مدیریت و کنترل مالک را در برابر هم قرار داده است.

Firstly,the artist depicted emphatically the caressing relation of the crummie to her child.The foregoing crummie looks back to the calf,walking hesitantly and presenting a thoughtful bearing.

در ابتدا، هنرمند به طور قاطعانه رابطه نوازش‌آمیز کرمی با فرزندش را به تصویر کشید. کرمی قبلی به گوساله نگاه می‌کند، با تردید راه می‌رود و رفتاری متفکرانه نشان می‌دهد.

Thirdly, the aticle evaluates and revises the results calculated from the foregoing madel with Delphi method and secondary comparative model, thus gets ulteriorly optimized distribution network.

در سوم، مقاله نتایج محاسبه شده از مدل فوق با استفاده از روش Delphi و مدل مقایسه ثانویه را ارزیابی و اصلاح می‌کند و در نتیجه شبکه توزیع بهینه‌تر را به دست می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید