an antediluvian automobile
یک اتومبیل باستانی
a ramshackle antediluvian tenement
یک مجتمع مسکونی فرسوده و باستانی
gigantic bones of antediluvian animals.
استخوانهای غول پیکر حیوانات باستانی.
they maintain antediluvian sex-role stereotypes.
آنها نقشهای جنسیتی باستانی را حفظ میکنند.
lived in a ramshackle, antediluvian tenement;
در یک مجتمع مسکونی فرسوده و باستانی زندگی میکردند;
His ideas are positively antediluvian!
ایدههای او به طور مثبت باستانی هستند!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید