antediluvian

[ایالات متحده]/ˌæntɪdɪ'luːvɪən/
[بریتانیا]/ˌæntɪdɪ'luvɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باستانی، موجود یا اتفاق افتاده قبل از سیل کتاب مقدس؛ بسیار قدیمی
n. کسی یا چیزی بسیار قدیمی یا باستانی؛ یک اثر یا شیء قدیمی

جملات نمونه

an antediluvian automobile

یک اتومبیل باستانی

a ramshackle antediluvian tenement

یک مجتمع مسکونی فرسوده و باستانی

gigantic bones of antediluvian animals.

استخوان‌های غول پیکر حیوانات باستانی.

they maintain antediluvian sex-role stereotypes.

آنها نقش‌های جنسیتی باستانی را حفظ می‌کنند.

lived in a ramshackle, antediluvian tenement;

در یک مجتمع مسکونی فرسوده و باستانی زندگی می‌کردند;

His ideas are positively antediluvian!

ایده‌های او به طور مثبت باستانی هستند!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید