anteing

[ایالات متحده]/ˈæntiːŋ/
[بریتانیا]/ˈænˌtiːɪŋ/

ترجمه

v. به یک پات در یک بازی، به ویژه پوکر، پول دادن؛ به طور ناخواسته پرداخت یا کمک کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

ante into something

وارد شدن به چیزی

ante up

شرکت کردن در شرط بندی

anteing to win

با هدف برنده شدن

جملات نمونه

he was anteing up at the poker table.

او در حال شرط‌بندی در بازی پوکر بود.

she decided to ante in with a higher bid.

او تصمیم گرفت با یک پیشنهاد بالاتر شرط‌بندی کند.

they were anteing up for the new venture.

آنها برای پروژه جدید در حال شرط‌بندی بودند.

he wasn't comfortable anteing in so much money.

او با شرط‌بندی این همه پول راحت نبود.

you have to be willing to ante up if you want to succeed.

اگر می‌خواهید موفق شوید، باید مایل به شرط‌بندی باشید.

anteing up is part of the game.

شرط‌بندی بخشی از بازی است.

they were anteing in to get ahead of the competition.

آنها برای پیشی گرفتن از رقبا در حال شرط‌بندی بودند.

he was always willing to ante up for a good cause.

او همیشه مایل به شرط‌بندی برای یک هدف خوب بود.

she wasn't sure if she wanted to ante in at this point.

او مطمئن نبود که در این مرحله بخواهد شرط‌بندی کند.

anteing up for a new project can be risky.

شرط‌بندی برای یک پروژه جدید می‌تواند خطرناک باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید