anthropophage

[ایالات متحده]/ˈænθrəpəˌfeɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈænθrəpəˌfeɪdʒ/

ترجمه

n. شخصی که گوشت انسان می‌خورد؛ یک کنیوال.

عبارات و ترکیب‌ها

the anthropophage

خورنده انسان

fierce anthropophage

خورنده انسان خشن

mythical anthropophage

خورنده انسان اسطوره‌ای

جملات نمونه

the anthropophage legend terrifies villagers in the remote mountains.

داستان آنتروپوفاگ مسافران را در کوه‌های دورافتاده می‌ترسوند.

ancient texts describe the anthropophage as a fierce creature.

متن‌های باستانی آنتروپوفاگ را به عنوان یک موجود خشن توصیف می‌کنند.

the anthropophage tribe practiced ancient rituals.

قبله آنتروپوفاگ ریتم‌های باستانی را انجام می‌دادند.

children fear the anthropophage monster in spooky stories.

کودکان از موجود آنتروپوفاگ در داستان‌های مخيف می‌ترسند.

the anthropophage beast lurks in the dark forest.

موجود آنتروپوفاگ در جنگل تاریک پنهان می‌ماند.

anthropophage horror films are popular during halloween.

فیلم‌های وحشی‌گری آنتروپوفاگ در روز میکروویو محبوب است.

the anthropophage tale warns travelers to stay away.

داستان آنتروپوفاگ به مسافران هشدار می‌دهد تا دوری بگذارند.

anthropophage fiction often appears in fantasy novels.

داستان‌های آنتروپوفاگ معمولاً در رمان‌های فانتزی ظاهر می‌شوند.

the anthropophage creature has sharp teeth and claws.

موجود آنتروپوفاگ دندان‌های تیز و چکمه‌های تیز دارد.

local villagers told stories about the anthropophage.

کشاورزان محلی داستان‌هایی درباره آنتروپوفاگ روایت می‌کردند.

the anthropophage myth originated from ancient times.

میتوه آنتروپوفاگ از زمان‌های باستانی نشأت گرفته است.

some anthropophage legends contain historical truths.

برخی از افسانه‌های آنتروپوفاگ واقعیت‌های تاریخی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید