anti-union

[ایالات متحده]/[ˈæntiː ˈjunɪən]/
[بریتانیا]/[ˈænti ˈjunɪən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که علیه یا در برابر ا Unions است؛ فعالیت‌ها یا سیاست‌هایی که به ضعیف کردن یا جلوگیری از تشکیل ا Unions هدف دارند.
adj. علیه یا در برابر ا Unions.

عبارات و ترکیب‌ها

anti-union stance

وضعیت ضد اتحادیه

anti-union campaign

حمله ضد اتحادیه

anti-union legislation

قانون‌گذاری ضد اتحادیه

be anti-union

بودن ضد اتحادیه

anti-union efforts

تلاش‌های ضد اتحادیه

voicing anti-union views

اعلام نظرات ضد اتحادیه

anti-union rhetoric

خطابه‌های ضد اتحادیه

strongly anti-union

به شدت ضد اتحادیه

became anti-union

شده‌اید ضد اتحادیه

anti-union policies

سیاست‌های ضد اتحادیه

جملات نمونه

the company launched an anti-union campaign to discourage employees from organizing.

شرکت یک حمله‌ی ضد اتحادیه را آغاز کرد تا کارکنان را از سازمان‌دهی بازدارد.

anti-union legislation aims to weaken the power of labor unions.

قوانین ضد اتحادیه به منظور کاهش قدرت اتحادیه‌های کارگری است.

management actively engaged in anti-union activities during the election period.

مدیریت در دوره‌ی انتخابات فعالانه در فعالیت‌های ضد اتحادیه شرکت کرد.

the anti-union rhetoric from the ceo was quite aggressive.

خطابه‌های ضد اتحادیه از سوی مدیرعامل بسیار تشدید شده بود.

many workers felt intimidated by the company's anti-union tactics.

بیشتر کارگران از تاکتیک‌های ضد اتحادیه شرکت م震慑 شدند.

the union accused the employer of conducting a relentless anti-union drive.

اتحادیه صاحب کار را متهم کرد که یک حمله‌ی مداوم ضد اتحادیه را انجام داده است.

the state passed anti-union laws restricting collective bargaining rights.

دولت قوانین ضد اتحادیه را تصویب کرد که حقوق مذاکره‌ی جمعی را محدود می‌کند.

the anti-union stance of the management created a tense atmosphere.

وضعیت ضد اتحادیه مدیریت یک فضای کشیده ایجاد کرد.

she warned about the potential negative consequences of anti-union policies.

او درباره‌ی پیامدهای منفی محتمل سیاست‌های ضد اتحادیه هشدار داد.

the lawsuit challenged the legality of the company's anti-union practices.

این دعوی قانونی بودن رفتارهای ضد اتحادیه شرکت را به چالش کشید.

despite the anti-union pressure, the employees voted to unionize.

در برابر فشارهای ضد اتحادیه، کارکنان رای دادند تا اتحادیه‌سازی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید