antihero

[ایالات متحده]/ˈæn.tiːˈhɪər.oʊ/
[بریتانیا]/ˌæn.t̬iˈhɪr.oʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قهرمانی که فاقد ویژگی‌های قهرمانانه متعارف است یا به شیوه‌های اخلاقی مبهم رفتار می‌کند.
شکل‌های واژه
جمعantiheros

عبارات و ترکیب‌ها

antihero protagonist

قهرمان ضد

complex antihero

قهرمان ضد پیچیده

reluctant antihero

قهرمان ضد اکراهی

sympathetic antihero

قهرمان ضد همدل

morally gray antihero

قهرمان ضد اخلاقی خاکستری

charismatic antihero

قهرمان ضد کاریزماتیک

unconventional antihero

قهرمان ضد غیرمتعارف

antihero archetype

نماد قهرمان ضد

antihero narrative

داستان سرایی قهرمان ضد

antihero character

شخصیت قهرمان ضد

جملات نمونه

the antihero often operates outside the law.

ضدقهرمان اغلب خارج از قانون عمل می‌کند.

he is a complex antihero with both good and bad qualities.

او یک ضدقهرمان پیچیده با ویژگی‌های خوب و بد است.

the story explores the motivations of its antihero.

داستان انگیزه‌های ضدقهرمان را بررسی می‌کند.

audiences are drawn to the flawed nature of the antihero.

تماشاگران به طبیعت ناقص ضدقهرمان جذب می‌شوند.

the antihero's actions are often morally ambiguous.

کنش‌های ضدقهرمان اغلب از نظر اخلاقی مبهم هستند.

he is a reluctant antihero, forced into action by circumstance.

او یک ضدقهرمان اکراهی است که به دلیل شرایط مجبور به اقدام می‌شود.

the film presents a sympathetic portrayal of the antihero.

فیلم تصویری همدلانه از ضدقهرمان ارائه می‌دهد.

antiheroes often challenge traditional notions of heroism.

ضدقهرمانان اغلب مفاهیم سنتی قهرمانی را به چالش می‌کشند.

the antihero's journey is one of self-discovery and redemption.

سفر ضدقهرمان سفری برای کشف خود و رستگاری است.

he becomes an unlikely antihero in the face of adversity.

او در برابر سختی‌ها به یک ضدقهرمان غیرمنتظره تبدیل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید