antipas

[ایالات متحده]/ˈæntɪpæs/
[بریتانیا]/ˈæntɪpæs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع Antipa

عبارات و ترکیب‌ها

antipas heard

آنتیپاس شنید

herod antipas

هرود آنتیپاس

antipas said

آنتیپاس گفت

antipas replied

آنتیپاس پاسخ داد

faithful antipas

آنتیپاس وفادار

antipas witnessed

آنتیپاس گواهی گرفت

antipas tetrarch

آنتیپاس تترارخ

antipas martyred

آنتیپاس شهید شد

saint antipas

مartyr آنتیپاس

antipas died

آنتیپاس درگذشت

جملات نمونه

the antipas family hosted a reunion last summer.

خانواده انتی‌پاس ماه گذشته یک جمع‌گرایی برگزار کرد.

she felt antipas toward the new policy.

او نسبت به سیاست جدید احساس مخالفت می‌کرد.

the antipas movement gained momentum in the 1990s.

حرکت مخالفتی در دهه 1990 قدرت گرفت.

many expressed antipas about the decision.

بanyak افراد نسبت به تصمیم مخالفت نشان دادند.

his antipas was evident in his speech.

مخالفت او در سخنانش آشکار بود.

the group showed strong antipas to the proposal.

گروه نسبت به پیشنهاد مخالفت قوی نشان داد.

there was mutual antipas between the two leaders.

بین دو رهبر مخالفت متقابلی وجود داشت.

she overcame her antipas and gave it a try.

او مخالفت خود را غلبه کرد و آن را امتحان کرد.

the antipas toward change was surprising.

مخالفت نسبت به تغییر شگفت‌آور بود.

public antipas grew as the story unfolded.

مخالفت عمومی با پیشرفت داستان افزایش یافت.

he couldn't hide his antipas any longer.

او نمی‌توانست مخالفت خود را دیگر پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید