antiquates

[ایالات متحده]/ænˈtɪkw.eɪts/
[بریتانیا]/anˈtiːkweɪts/

ترجمه

v. چیزی را قدیمی یا منسوخ کردن؛ به حالت منسوخ درآوردن؛ عمل قدیمی یا منسوخ کردن چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

antiquates furniture

اثاثات قدیمی

outdated antiquates

اجسام قدیمی منسوخ

antique antiquates collector

کلکسیونر اشیاء عتیقه

study antiquates history

مطالعه تاریخ اشیاء عتیقه

antiquates for sale

اشیاء عتیقه برای فروش

explore antiquates markets

کاوش در بازارهای اشیاء عتیقه

identifying antiquates authenticity

تشخیص اصالت اشیاء عتیقه

جملات نمونه

he collected ancient coins and other antiquates.

او سکه‌های باستانی و سایر آثار عتیقه را جمع‌آوری کرد.

the auction featured a collection of rare antiquates.

حراج شامل مجموعه‌ای از آثار عتیقه کمیاب بود.

the antiquates were carefully preserved in climate-controlled rooms.

آثار عتیقه در اتاق‌های با کنترل آب و هوا به دقت حفظ شدند.

he studied the antiquates to learn about history.

او آثار عتیقه را مطالعه کرد تا درباره تاریخ بیشتر بداند.

the museum's collection of antiquates was extensive and impressive.

مجموعه آثار عتیقه موزه گسترده و چشمگیر بود.

the antiquates were valuable heirlooms passed down through generations.

آثار عتیقه ارثیه های ارزشمندی بودند که نسل به نسل منتقل می شدند.

he was an expert in identifying and authenticating antiquates.

او در شناسایی و احراز هویت آثار عتیقه متخصص بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید