modernizes

[ایالات متحده]/ˈmɒdənaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈmɑːdərnaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به روز کردن؛ انطباق با نیازهای مدرن؛ نوگرایی؛ استفاده از روش‌های مدرن
n. چیزهای به روز شده

عبارات و ترکیب‌ها

modernizes technology

به‌روزرسانی فناوری

modernizes infrastructure

به‌روزرسانی زیرساخت‌ها

modernizes education

به‌روزرسانی آموزش

modernizes practices

به‌روزرسانی روش‌ها

modernizes services

به‌روزرسانی خدمات

modernizes systems

به‌روزرسانی سیستم‌ها

modernizes processes

به‌روزرسانی فرآیندها

modernizes operations

به‌روزرسانی عملیات

modernizes management

به‌روزرسانی مدیریت

modernizes approaches

به‌روزرسانی رویکردها

جملات نمونه

the new software modernizes our workflow.

نرم‌افزار جدید، گردش‌کار ما را نوسازی می‌کند.

the company modernizes its production techniques.

شرکت، تکنیک‌های تولید خود را نوسازی می‌کند.

this initiative modernizes education in rural areas.

این طرح، آموزش را در مناطق روستایی نوسازی می‌کند.

she believes technology modernizes communication.

او معتقد است که فناوری ارتباطات را نوسازی می‌کند.

the city modernizes its public transportation system.

شهر، سیستم حمل و نقل عمومی خود را نوسازی می‌کند.

they are working on a plan that modernizes healthcare.

آنها روی طرحی کار می‌کنند که خدمات درمانی را نوسازی می‌کند.

the design team modernizes the old building.

تیم طراحی ساختمان قدیمی را نوسازی می‌کند.

this project modernizes the way we store data.

این پروژه روش ذخیره داده‌های ما را نوسازی می‌کند.

the government modernizes its policies to meet current needs.

دولت سیاست‌های خود را برای پاسخگویی به نیازهای فعلی نوسازی می‌کند.

our organization modernizes its approach to customer service.

سازمان ما رویکرد خود را به خدمات مشتری نوسازی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید