antiquing

[ایالات متحده]/ˈæn.tiːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈæntɪˌkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل جمع‌آوری یا خرید عتیقه‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

go antiquing

رفتن به دنبال عتیقه‌ها

antiquing stores

فروشگاه‌های عتیقه

antiquing weekend

آخر هفته عتیقه

antique collecting

جمع‌آوری عتیقه‌ها

antiquing hobby

سرگرمی عتیقه‌گردی

browse antiquing shops

مرور فروشگاه‌های عتیقه

antiquing road trip

سفر جاده‌ای عتیقه‌گردی

passion for antiquing

اشتیاق به عتیقه‌گردی

discover unique antiques

کشف عتیقه‌های منحصر به فرد

vintage antiquing finds

یافتن‌های عتیقه‌گردی وینتج

جملات نمونه

she enjoys antiquing on weekends.

او از خریدن وسایل قدیمی در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

they went antiquing in the nearby town.

آنها برای خریدن وسایل قدیمی به شهر نزدیک رفتند.

antiquing is a popular hobby among collectors.

خریدن وسایل قدیمی یک سرگرمی محبوب در بین کلکسیونرها است.

the antique shop was filled with fascinating objects.

فروشگاه وسایل قدیمی پر از اشیاء جالب بود.

he's passionate about antiquing and has a vast collection.

او به خریدن وسایل قدیمی علاقه زیادی دارد و مجموعه بزرگی دارد.

antiquing can be a great way to find unique treasures.

خریدن وسایل قدیمی می‌تواند راهی عالی برای یافتن گنج‌های منحصر به فرد باشد.

she learned about the history of antiques while antiquing.

او در حین خریدن وسایل قدیمی در مورد تاریخچه آنها یاد گرفت.

antiquing requires patience and a keen eye for detail.

خریدن وسایل قدیمی نیاز به صبر و دقت دارد.

they spent hours antiquing, browsing through shelves of treasures.

آنها ساعت‌ها وقت خود را صرف خریدن وسایل قدیمی کردند و در میان قفسه‌های گنج‌ها گشتند.

antiquing can be a relaxing and enjoyable pastime.

خریدن وسایل قدیمی می‌تواند یک سرگرمی آرامش‌بخش و لذت‌بخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید