go antiquing
رفتن به دنبال عتیقهها
antiquing stores
فروشگاههای عتیقه
antiquing weekend
آخر هفته عتیقه
antique collecting
جمعآوری عتیقهها
antiquing hobby
سرگرمی عتیقهگردی
browse antiquing shops
مرور فروشگاههای عتیقه
antiquing road trip
سفر جادهای عتیقهگردی
passion for antiquing
اشتیاق به عتیقهگردی
discover unique antiques
کشف عتیقههای منحصر به فرد
vintage antiquing finds
یافتنهای عتیقهگردی وینتج
she enjoys antiquing on weekends.
او از خریدن وسایل قدیمی در آخر هفتهها لذت میبرد.
they went antiquing in the nearby town.
آنها برای خریدن وسایل قدیمی به شهر نزدیک رفتند.
antiquing is a popular hobby among collectors.
خریدن وسایل قدیمی یک سرگرمی محبوب در بین کلکسیونرها است.
the antique shop was filled with fascinating objects.
فروشگاه وسایل قدیمی پر از اشیاء جالب بود.
he's passionate about antiquing and has a vast collection.
او به خریدن وسایل قدیمی علاقه زیادی دارد و مجموعه بزرگی دارد.
antiquing can be a great way to find unique treasures.
خریدن وسایل قدیمی میتواند راهی عالی برای یافتن گنجهای منحصر به فرد باشد.
she learned about the history of antiques while antiquing.
او در حین خریدن وسایل قدیمی در مورد تاریخچه آنها یاد گرفت.
antiquing requires patience and a keen eye for detail.
خریدن وسایل قدیمی نیاز به صبر و دقت دارد.
they spent hours antiquing, browsing through shelves of treasures.
آنها ساعتها وقت خود را صرف خریدن وسایل قدیمی کردند و در میان قفسههای گنجها گشتند.
antiquing can be a relaxing and enjoyable pastime.
خریدن وسایل قدیمی میتواند یک سرگرمی آرامشبخش و لذتبخش باشد.
go antiquing
رفتن به دنبال عتیقهها
antiquing stores
فروشگاههای عتیقه
antiquing weekend
آخر هفته عتیقه
antique collecting
جمعآوری عتیقهها
antiquing hobby
سرگرمی عتیقهگردی
browse antiquing shops
مرور فروشگاههای عتیقه
antiquing road trip
سفر جادهای عتیقهگردی
passion for antiquing
اشتیاق به عتیقهگردی
discover unique antiques
کشف عتیقههای منحصر به فرد
vintage antiquing finds
یافتنهای عتیقهگردی وینتج
she enjoys antiquing on weekends.
او از خریدن وسایل قدیمی در آخر هفتهها لذت میبرد.
they went antiquing in the nearby town.
آنها برای خریدن وسایل قدیمی به شهر نزدیک رفتند.
antiquing is a popular hobby among collectors.
خریدن وسایل قدیمی یک سرگرمی محبوب در بین کلکسیونرها است.
the antique shop was filled with fascinating objects.
فروشگاه وسایل قدیمی پر از اشیاء جالب بود.
he's passionate about antiquing and has a vast collection.
او به خریدن وسایل قدیمی علاقه زیادی دارد و مجموعه بزرگی دارد.
antiquing can be a great way to find unique treasures.
خریدن وسایل قدیمی میتواند راهی عالی برای یافتن گنجهای منحصر به فرد باشد.
she learned about the history of antiques while antiquing.
او در حین خریدن وسایل قدیمی در مورد تاریخچه آنها یاد گرفت.
antiquing requires patience and a keen eye for detail.
خریدن وسایل قدیمی نیاز به صبر و دقت دارد.
they spent hours antiquing, browsing through shelves of treasures.
آنها ساعتها وقت خود را صرف خریدن وسایل قدیمی کردند و در میان قفسههای گنجها گشتند.
antiquing can be a relaxing and enjoyable pastime.
خریدن وسایل قدیمی میتواند یک سرگرمی آرامشبخش و لذتبخش باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید