antistrophe

[ایالات متحده]/ˌæn.tɪˈstrə.fiː/
[بریتانیا]/ˌænt.ɪˈstrə.fē/

ترجمه

n. یک بیت یا بند در یک شعر یا آهنگ که بعد از هر بیت یا بند بعدی تکرار می‌شود.; تکرار یک عبارت یا بخش موسیقایی در پایان یک حرکت یا ترکیب.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

antistrophe in literature

تغییر جهت در ادبیات

analyze the antistrophe

تحلیل آنتی‌ستروف

identify the antistrophe

تشخیص آنتی‌ستروف

understand the antistrophe

درک آنتی‌ستروف

جملات نمونه

the poem's antistrophe provided a sense of unity and closure.

غزلِ شعر، مصراعِ ضدّی، احساس وحدت و پایان‌بندی را القا می‌کرد.

he recognized the antistrophe as a recurring motif in her work.

او مصراعِ ضدّی را به عنوان یک نقش‌آفرینی تکراری در آثار او تشخیص داد.

the chorus used an antistrophe to emphasize their message.

هم‌سرودان برای تاکید بر پیام خود از مصراعِ ضدّی استفاده کردند.

understanding the antistrophe is key to appreciating the poem's structure.

درک مصراعِ ضدّی برای قدردانی از ساختار شعر کلیدی است.

the playwright cleverly used an antistrophe to foreshadow a future event.

نویسنده نمایشنامه به طرز هوشمندانه‌ای از مصراعِ ضدّی برای پیش‌بینی یک رویداد آینده استفاده کرد.

analyzing the antistrophe reveals deeper meaning within the text.

تجزیه و تحلیل مصراعِ ضدّی معانی عمیق‌تر را در متن آشکار می‌کند.

the song's antistrophe was both catchy and thought-provoking.

مصراعِ ضدّی آهنگ هم جذاب و هم تفکربرانگیز بود.

he studied the antistrophe to understand the author's intentions.

او مصراعِ ضدّی را مطالعه کرد تا قصد نویسنده را درک کند.

the repetition of the antistrophe created a hypnotic effect on the audience.

تکرار مصراعِ ضدّی یک اثر مغناطیسی بر روی مخاطب ایجاد کرد.

she noticed the subtle shift in tone within the antistrophe.

او تغییر ظریف لحن را در مصراعِ ضدّی متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید