anxiousness

[ایالات متحده]/ˈæŋkʃəsnɛs/
[بریتانیا]/ˈænksiənɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت نگرانی یا ناراحتی در مورد چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد.

عبارات و ترکیب‌ها

overcome your anxiousness

غلبه بر اضطراب

manage anxiousness effectively

مدیریت مؤثر اضطراب

symptoms of anxiousness

علائم اضطراب

relief from anxiousness

کاهش اضطراب

experiencing intense anxiousness

تجربه اضطراب شدید

جملات نمونه

the anxiousness in the room was palpable.

اضطراب در اتاق قابل لمس بود.

he tried to mask his anxiousness with a smile.

او سعی کرد اضطراب خود را با لبخند پنهان کند.

the news caused widespread anxiousness among the population.

این خبر باعث ایجاد اضطراب گسترده در میان مردم شد.

she felt a surge of anxiousness when she saw him.

وقتی او را دید، او دچار یک موج اضطراب شد.

his anxiousness about the future was evident in his every word.

اضطراب او در مورد آینده در هر کلمه اش آشکار بود.

the doctor addressed her concerns and tried to alleviate her anxiousness.

پزشک به نگرانی های او رسیدگی کرد و سعی کرد اضطراب او را کاهش دهد.

meditation helped him manage his anxiety and reduce his anxiousness.

مدیتیشن به او کمک کرد تا اضطراب خود را مدیریت کند و اضطراب خود را کاهش دهد.

the children's anxiousness about the test was understandable.

اضطراب کودکان در مورد امتحان قابل درک بود.

she tried to calm her anxiousness by taking deep breaths.

او سعی کرد با نفس عمیق کشیدن اضطراب خود را آرام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید