aperiodicity

[ایالات متحده]/ˌeɪpər.iˈɒdɪs.ɪti/
[بریتانیا]/ˌɛpəˈrɑːdɪsɪti/

ترجمه

n. عدم وجود الگوی دوره‌ای یا منظم؛ در محاسبات، عدم وجود یک الگوی منظم یا چرخه؛ نامنظمی؛ کمبود دوره‌ای بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

aperiodicity in systems

ناهمواری در سیستم‌ها

study aperiodicity patterns

الگوهای ناهمواری را مطالعه کنید

characterize aperiodicity

ناهمواری را مشخص کنید

handle aperiodicity challenges

چالش‌های ناهمواری را مدیریت کنید

quantify aperiodicity

ناهمواری را کمی کنید

جملات نمونه

the system exhibited aperiodicity in its output.

سیستم رفتاری غیرمتناوب در خروجی خود نشان داد.

the study focused on the causes of aperiodicity in biological processes.

این مطالعه بر بررسی علل غیرمتناوب بودن در فرآیندهای بیولوژیکی متمرکز بود.

understanding aperiodicity is crucial for modeling complex systems.

درک غیرمتناوب بودن برای مدل‌سازی سیستم‌های پیچیده بسیار مهم است.

the introduction of randomness can lead to aperiodicity in a system.

معرفی تصادفی بودن می‌تواند منجر به غیرمتناوب بودن در یک سیستم شود.

mathematical models can be used to analyze and predict aperiodicity.

می‌توان از مدل‌های ریاضی برای تجزیه و تحلیل و پیش‌بینی غیرمتناوب بودن استفاده کرد.

researchers are exploring the applications of aperiodicity in various fields.

محققان در حال بررسی کاربردهای غیرمتناوب بودن در زمینه‌های مختلف هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید