aphonia

[ایالات متحده]/əˈfəʊniə/
[بریتانیا]/uh-FOH-nee-uh/

ترجمه

n. از دست دادن صدا؛ ناتوانی در صحبت کردن؛ آفرونیا (وضعیت پزشکی)

عبارات و ترکیب‌ها

aphonia diagnosis

تشخیص آپونیا

acute aphonia symptoms

علائم آپونیا حاد

aphonia treatment options

گزینه‌های درمان آپونیا

temporary aphonia relief

تسکین موقت آپونیا

persistent aphonia causes

علت‌های آپونیا مداوم

aphonia speech therapy

گفتاردرمانی آپونیا

جملات نمونه

she suffered from aphonia after the concert.

او پس از کنسرت دچار آپونی شد.

aphonia can be caused by excessive vocal strain.

آپونی می‌تواند ناشی از فشار بیش از حد روی حنجره باشد.

doctors recommend rest to recover from aphonia.

پزشکان استراحت را برای بهبودی از آپونی توصیه می‌کنند.

he was diagnosed with aphonia after a cold.

او پس از یک سرماخوردگی به آپونی مبتلا شد.

aphonia can affect one's ability to communicate.

آپونی می‌تواند توانایی فرد در برقراری ارتباط را تحت تأثیر قرار دهد.

she used sign language to communicate during her aphonia.

او در طول آپونیش از زبان اشاره برای برقراری ارتباط استفاده کرد.

therapy can help individuals regain their voice after aphonia.

درمان می‌تواند به افراد کمک کند تا صدای خود را پس از آپونی به دست آورند.

aphonia is often temporary and resolves with treatment.

آپونی اغلب موقتی است و با درمان برطرف می‌شود.

he experienced aphonia due to stress and anxiety.

او به دلیل استرس و اضطراب دچار آپونی شد.

understanding the causes of aphonia is essential for treatment.

درک علل آپونی برای درمان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید