aplombs

[ایالات متحده]/ˈæplɒmz/
[بریتانیا]/ˈæplɑːmz/

ترجمه

n. آرامش؛ خونسردی؛ تسلط بر نفس؛ عمودیت؛ راست بودن

عبارات و ترکیب‌ها

aplombs of skill

مهارت‌های ذاتی

lacking aplombs

فاقد مهارت‌های ذاتی

aplombs under pressure

مهارت‌های ذاتی تحت فشار

aplombs and composure

مهارت‌های ذاتی و آرامش

جملات نمونه

she handled the difficult situation with aplomb.

او با اعتماد به نفس و آرامش، شرایط دشوار را مدیریت کرد.

he approached the presentation with great aplomb.

او با اعتماد به نفس و آرامش فراوان، خود را برای ارائه آماده کرد.

despite the challenges, she maintained her aplomb.

با وجود چالش‌ها، او آرامش و اعتماد به نفس خود را حفظ کرد.

he faced the criticism with aplomb and grace.

او با اعتماد به نفس و ظرافت، انتقادات را تحمل کرد.

she danced with aplomb at the gala.

او با اعتماد به نفس و ظرافت در مهمانی رقصید.

the actor performed with aplomb, impressing the audience.

بازیگر با اعتماد به نفس و مهارت، تماشاگران را تحت تاثیر قرار داد.

he navigated the negotiations with aplomb.

او با اعتماد به نفس و مهارت، مذاکرات را پیش برد.

her aplomb during the interview impressed the panel.

آرامش و اعتماد به نفس او در طول مصاحبه، هیئت را تحت تاثیر قرار داد.

he managed the team with aplomb, earning their respect.

او با اعتماد به نفس و مهارت، تیم را مدیریت کرد و احترام آنها را به دست آورد.

she handled the emergency with remarkable aplomb.

او با اعتماد به نفس و آرامش فوق العاده، شرایط اضطراری را مدیریت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید