apolar

[ایالات متحده]/əˈpəʊlər/
[بریتانیا]/əˈpoʊlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون قطب یا قطب‌ها؛ غیر قطبی.

عبارات و ترکیب‌ها

apolar molecule

مولکول غیرقطبی

apolar solvent

حلال غیرقطبی

apolar interactions

برهم‌کنش‌های غیرقطبی

apolar region

منطقه غیرقطبی

apolar bond

پیوند غیرقطبی

apolar liquids

مایعات غیرقطبی

apolar character

ماهیت غیرقطبی

apolar properties

ویژگی‌های غیرقطبی

apolar phase

فاز غیرقطبی

apolar system

سیستم غیرقطبی

جملات نمونه

water is an apolar solvent.

آب یک حلال غیرقطبی است.

many oils are considered apolar substances.

بسیاری از روغن ها به عنوان مواد غیرقطبی در نظر گرفته می شوند.

apolar compounds do not mix well with water.

ترکیبات غیرقطبی به خوبی با آب مخلوط نمی شوند.

in chemistry, apolar molecules are important.

در شیمی، مولکول های غیرقطبی مهم هستند.

apolar interactions can influence molecular behavior.

برهمکنش های غیرقطبی می توانند بر رفتار مولکولی تأثیر بگذارند.

apolar regions of proteins can affect their function.

مناطق غیرقطبی پروتئین ها می توانند بر عملکرد آنها تأثیر بگذارند.

understanding apolar substances is crucial in biochemistry.

درک مواد غیرقطبی در زیوشیمی بسیار مهم است.

apolar solvents are often used in organic reactions.

حلال های غیرقطبی اغلب در واکنش های آلی استفاده می شوند.

apolar molecules tend to be hydrophobic.

مولکول های غیرقطبی معمولاً آبگریز هستند.

many lipids are classified as apolar molecules.

بسیاری از لیپیدها به عنوان مولکول های غیرقطبی طبقه بندی می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید