aporias

[ایالات متحده]/əˈpɔːriə/
[بریتانیا]/əˈpoʊrɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مشکل یا سوال دشوار؛ یک معضل؛ یک حالت سردرگمی یا عدم قطعیت

عبارات و ترکیب‌ها

a philosophical aporia

یک تناقض فلسفی

resolve the aporia

حل کردن یک تناقض

create an aporia

ایجاد یک تناقض

جملات نمونه

the philosopher faced an aporia in his argument.

فيلسوف با یک دوگانگی در استدلال خود روبرو شد.

she expressed her aporia about the ethical implications of the decision.

او ابراز نگرانی خود در مورد پیامدهای اخلاقی تصمیم کرد.

in literature, aporia often highlights a character's internal conflict.

در ادبیات، دوگانگی اغلب نشان دهندهٔ کشمکش درونی یک شخصیت است.

the aporia in the text left readers questioning the author's intent.

دوگانگی در متن باعث شد خوانندگان در مورد قصد نویسنده سؤال کنند.

his speech was filled with aporia, making it difficult to follow.

سخنرانی او مملو از دوگانگی بود و دنبال کردن آن را دشوار می‌کرد.

she found herself in a state of aporia regarding her career choices.

او خود را در وضعیت ابهامی در مورد انتخاب‌های شغلی خود یافت.

the aporia in the debate revealed the complexity of the issue.

ابهام در بحث نشان دهنده پیچیدگی موضوع بود.

he wrote an essay exploring the aporia of free will.

او مقاله‌ای در مورد دوگانگی اراده آزاد نوشت.

addressing the aporia can lead to deeper understanding.

رسیدگی به دوگانگی می‌تواند منجر به درک عمیق‌تر شود.

the artist's work often reflects an aporia of identity.

اثر هنرمند اغلب بازتابی از ابهامی در هویت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید