apparat

[ایالات متحده]/əˈpær.ət/
[بریتانیا]/əˈpær.ət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سازمان سیاسی یا یک حرکت زیرزمینی.
Word Forms
جمعapparats

عبارات و ترکیب‌ها

apparat of government

دستگاه حکومت

apparat of control

دستگاه کنترل

political apparat

دستگاه سیاسی

apparat and bureaucracy

دستگاه و بوروکراسی

behind the apparat

پشت دستگاه

the apparat's influence

نفوذ دستگاه

navigating the apparat

عبور از دستگاه

the apparat's machinery

ماشین‌ری دستگاه

challenge the apparat

چالش دستگاه

جملات نمونه

the new apparat improved the efficiency of the factory.

دستگاه جدید باعث بهبود کارایی کارخانه شد.

she works with sophisticated apparat for her research.

او با دستگاه‌های پیچیده برای تحقیقات خود کار می‌کند.

the apparat malfunctioned during the experiment.

دستگاه در طول آزمایش دچار نقص فنی شد.

we need to calibrate the apparat before use.

ما باید دستگاه را قبل از استفاده کالیبره کنیم.

he explained how the apparat functions in detail.

او نحوه عملکرد دستگاه را به طور مفصل توضیح داد.

they invested in new apparat to enhance productivity.

آنها برای افزایش بهره‌وری در دستگاه‌های جدید سرمایه‌گذاری کردند.

the apparat was designed for high precision tasks.

دستگاه برای انجام وظایف با دقت بالا طراحی شده است.

training is essential for operating the complex apparat.

آموزش برای کار کردن با دستگاه پیچیده ضروری است.

the apparat's user manual provides important information.

دفترچه راهنمای کاربر دستگاه اطلاعات مهمی ارائه می‌دهد.

regular maintenance of the apparat is crucial for longevity.

تعویض منظم دستگاه برای افزایش طول عمر آن بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید