appendectomy

[ایالات متحده]/ˌæpˈɛndɪktɒmi/
[بریتانیا]/ˌæpˈɛnˈdɛktəmeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برداشت جراحی آپاندیس.

عبارات و ترکیب‌ها

undergo an appendectomy

انجام آپاندکتومی

appendectomy complications

عوارض آپاندکتومی

emergency appendectomy

آپاندکتومی اورژانس

scheduled appendectomy

آپاندکتومی زمان‌بندی شده

laparoscopic appendectomy

آپاندکتومی لاپاروسکوپی

history of appendectomy

سابقه آپاندکتومی

successful appendectomy

آپاندکتومی موفقیت‌آمیز

appendectomy recovery time

زمان بهبودی پس از آپاندکتومی

risk of appendectomy

خطر آپاندکتومی

جملات نمونه

she had to undergo an appendectomy last week.

او مجبور شد هفته گذشته آپاندکتومی انجام دهد.

the doctor explained the risks of an appendectomy.

پزشک خطرات آپاندکتومی را توضیح داد.

he recovered quickly after his appendectomy.

او پس از آپاندکتومی به سرعت بهبودی یافت.

appendectomy is a common procedure in emergency medicine.

آپاندکتومی یک روش رایج در طب اورژانس است.

they scheduled her appendectomy for tomorrow morning.

آنها آپاندکتومی او را برای فردا صبح برنامه ریزی کردند.

after the appendectomy, he was advised to rest for a week.

پس از آپاندکتومی، به او توصیه شد یک هفته استراحت کند.

the appendectomy was performed laparoscopically.

آپاندکتومی به روش لاپاروسکوپی انجام شد.

she was nervous about having an appendectomy.

او در مورد انجام آپاندکتومی مضطرب بود.

appendectomy can be necessary for treating appendicitis.

آپاندکتومی ممکن است برای درمان آپاندیسیت ضروری باشد.

the recovery process after an appendectomy varies by patient.

فرآیند بهبودی پس از آپاندکتومی بسته به بیمار متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید