appendicectomy

[ایالات متحده]/ˌæpɛndɪˈkɛktəmi/
[بریتانیا]/ˌæpɛnˈdɪk.tək.əmeɪ/

ترجمه

n. جراحی برای برداشتن آپاندیس.

عبارات و ترکیب‌ها

appendicectomy recovery time

زمان بهبودی پس از آپاندکتومی

undergo an appendicectomy

انجام آپاندکتومی

history of appendicectomy

سابقه آپاندکتومی

complications after appendicectomy

عوارض پس از آپاندکتومی

require an appendicectomy

نیاز به آپاندکتومی

alternative to appendicectomy

جایگزین برای آپاندکتومی

appendicectomy anesthesia

بیهوشی آپاندکتومی

successful appendicectomy outcome

نتیجه موفقیت‌آمیز آپاندکتومی

post-appendicectomy pain management

مدیریت درد پس از آپاندکتومی

جملات نمونه

he needs to undergo an appendicectomy.

او نیاز به انجام آپاندکتومی دارد.

the doctor explained the risks of an appendicectomy.

پزشک خطرات آپاندکتومی را توضیح داد.

after the appendicectomy, she felt much better.

پس از آپاندکتومی، او احساس بهتری کرد.

appendicectomy is a common emergency surgery.

آپاندکتومی یک عمل جراحی اورژانسی رایج است.

he was recovering well after his appendicectomy.

او پس از آپاندکتومی به خوبی در حال بهبودی بود.

appendicectomy can be performed laparoscopically.

آپاندکتومی را می‌توان به روش لاپاروسکوپی انجام داد.

she had an appendicectomy last week.

او هفته گذشته آپاندکتومی انجام داد.

post-operative care is important after an appendicectomy.

مراقبت‌های بعد از عمل پس از آپاندکتومی مهم است.

the surgeon recommended an appendicectomy for her condition.

جراح آپاندکتومی را به دلیل وضعیت او توصیه کرد.

he was diagnosed with appendicitis and needed an appendicectomy.

او به آپاندیسیت تشخیص داده شد و به آپاندکتومی نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید