appendices

[ایالات متحده]/əˈpɛndɪsɪz/
[بریتانیا]/əˈpɛnˌdɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع appendice، بخش‌هایی که در انتهای یک کتاب یا سند اضافه می‌شوند؛ ساختار آناتومیکی متصل به روده بزرگ

جملات نمونه

the report includes several appendices for additional information.

گزارش شامل پیوست‌هایی برای اطلاعات بیشتر است.

please refer to the appendices for the complete data sets.

لطفاً برای مشاهده مجموعه داده‌های کامل به پیوست‌ها مراجعه کنید.

the appendices contain charts that illustrate the findings.

پیوست‌ها شامل نمودارهایی هستند که یافته‌ها را نشان می‌دهند.

in the appendices, you will find the methodology used in the study.

در پیوست‌ها، روش‌شناسی مورد استفاده در مطالعه را خواهید یافت.

all relevant documents are included in the appendices.

تمام اسناد مرتبط در پیوست‌ها گنجانده شده‌اند.

appendices are often used to provide supplementary material.

پیوست‌ها اغلب برای ارائه مطالب تکمیلی استفاده می‌شوند.

the appendices provide a detailed breakdown of expenses.

پیوست‌ها تجزیه و تحلیل دقیقی از هزینه‌ها ارائه می‌دهند.

make sure to check the appendices for any updates.

مطمئن شوید که برای هرگونه به‌روزرسانی پیوست‌ها را بررسی کنید.

appendices can help clarify complex information.

پیوست‌ها می‌توانند به روشن شدن اطلاعات پیچیده کمک کنند.

referencing the appendices is crucial for understanding the report.

ارجاع به پیوست‌ها برای درک گزارش بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید