appetence

[ایالات متحده]/ˈæpɪtəns/
[بریتانیا]/ˌæpɪˈtɛns/

ترجمه

n. یک تمایل یا اشتیاق قوی برای چیزی؛ یک علاقه یا ترجیح خاص برای چیزی؛ یک سرگرمی یا علاقه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

an unquenchable appetence

اشتیاقی غیرقابل خاموش کردن

satisfy one's appetence

اشتها را برآورده کردن

a natural appetence

اشتیاق طبیعی

quench one's appetence

اشتها را سیر کردن

an insatiable appetence

اشتیاقی سیرناپذیر

appetence for knowledge

اشتیاق به دانش

جملات نمونه

his appetence for knowledge drives him to read every day.

اشتیاق او به دانش او را وادار می‌کند هر روز مطالعه کند.

she has a strong appetence for adventure and travel.

او اشتیاق زیادی به ماجراجویی و سفر دارد.

the child's appetence for sweets is hard to control.

کنترل اشتیاق کودک به شیرینی‌ها دشوار است.

his appetence for music led him to learn several instruments.

اشتیاق او به موسیقی باعث شد چندین ساز را یاد بگیرد.

she feels an appetence for new experiences.

او احساس اشتیاق به تجربیات جدید می‌کند.

his appetence for success motivates him to work hard.

اشتیاق او به موفقیت او را وادار می‌کند سخت کار کند.

there is an appetence among students for more interactive learning.

در بین دانش آموزان، اشتیاقی برای یادگیری تعاملی بیشتر وجود دارد.

her appetence for culture led her to visit many museums.

اشتیاق او به فرهنگ باعث شد موزه‌های زیادی را ببیند.

the team's appetence for victory was evident in their performance.

اشتیاق تیم برای پیروزی در عملکرد آنها آشکار بود.

his appetence for innovation drives the company forward.

اشتیاق او به نوآوری باعث پیشرفت شرکت می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید