appetences

[ایالات متحده]/ˈæpɪtənsɪz/
[بریتانیا]/ˌæpɪˈtɛnsiz/

ترجمه

n.میل‌های قوی یا اشتیاق‌ها برای چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

diverse appetences

اشتیاقات متنوع

unfulfilled appetences

اشتیاقات برآورده نشده

meeting diverse appetences

برآورده کردن اشتیاقات متنوع

understanding different appetences

درک اشتیاقات مختلف

fulfilling specific appetences

برآورده کردن اشتیاقات خاص

جملات نمونه

her appetences for adventure led her to travel the world.

اشتیاق او به ماجراجویی او را به سفر در سراسر جهان سوق داد.

he has a strong appetence for learning new languages.

او اشتیاق زیادی به یادگیری زبان های جدید دارد.

many people have appetences for different types of cuisine.

بسیاری از مردم اشتیاق به انواع مختلف غذا دارند.

her appetences for art and culture are evident in her lifestyle.

اشتیاق او به هنر و فرهنگ در سبک زندگی او آشکار است.

his appetences for success drive him to work hard.

اشتیاق او به موفقیت او را به تلاش سخت سوق می دهد.

people often have appetences for comfort and security.

مردم اغلب به راحتی و امنیت علاقه دارند.

her appetences for knowledge motivated her to pursue higher education.

اشتیاق او به دانش او را به ادامه تحصیلات عالی تر سوق داد.

he has a natural appetence for leadership roles.

او به طور طبیعی به نقش های رهبری علاقه دارد.

appetences for connection and community are vital for well-being.

اشتیاق به ارتباط و جامعه برای سلامت و تندرستی حیاتی است.

her appetences for travel are reflected in her extensive passport stamps.

اشتیاق او به سفر در تمبرهای گسترده گذرنامه اش منعکس شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید