appetencies

[ایالات متحده]/əˈpɛtənsiz/
[بریتانیا]/ˌæpɪˈtɛnsiz/

ترجمه

n. آرزوها یا تمایلات قوی برای چیزی.; یک جاذبه یا وابستگی طبیعی برای چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

cater to appetencies

رسیدن به خواسته‌ها

diverse appetencies

خواسته‌های متنوع

explore appetencies

کشف خواسته‌ها

fulfill appetencies

برآورده کردن خواسته‌ها

growing appetencies

خواسته‌های در حال رشد

increasing appetencies

افزایش خواسته‌ها

tapping into appetencies

بهره‌گیری از خواسته‌ها

understand appetencies

درک خواسته‌ها

meet various appetencies

برآورده کردن خواسته‌های مختلف

جملات نمونه

her appetencies for art were evident from a young age.

اشتیاق او به هنر از سن جوانی آشکار بود.

he has a strong appetency for adventure and exploration.

او اشتیاق زیادی برای ماجراجویی و اکتشاف دارد.

the child's appetencies for different flavors surprised her parents.

اشتیاق کودک به طعم‌های مختلف والدینش را شگفت‌زده کرد.

her appetencies in music led her to become a talented musician.

اشتیاق او به موسیقی باعث شد که به یک نوازنده بااستعداد تبدیل شود.

people often have appetencies for certain types of food.

اغلب مردم اشتیاق به انواع خاصی از غذا دارند.

his appetencies for knowledge drove him to read extensively.

اشتیاق او به دانش او را به خواندن گسترده سوق داد.

she followed her appetencies and pursued a career in fashion.

او از اشتیاق‌های خود پیروی کرد و شغلی در زمینه مد دنبال کرد.

understanding your own appetencies can help in career choices.

درک از اشتیاق‌های خود می‌تواند در انتخاب شغل کمک کند.

his appetencies for technology make him a great engineer.

اشتیاق او به فناوری او را به یک مهندس عالی تبدیل کرده است.

people's appetencies can change over time and with experiences.

اشتیاق‌های مردم می‌تواند با گذشت زمان و تجربیات تغییر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید