applicator

[ایالات متحده]/əˈplɪkətər/
[بریتانیا]/əˈplɪˌkeɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری یا دستگاهی که برای اعمال چیزی، مانند دارو، رنگ یا لوازم آرایشی استفاده می‌شود؛ ابزاری برای اعمال درمان اولتراسوند.

عبارات و ترکیب‌ها

applicator tool

ابزار اپلیکاتور

nail polish applicator

اپلیکاتور لاک ناخن

makeup applicator brush

برس اپلیکاتور آرایش

liquid eyeliner applicator

اپلیکاتور خط چشم مایع

spray applicator bottle

بطری اسپری اپلیکاتور

applicator for glue

اپلیکاتور برای چسب

dental applicator tip

سر اپلیکاتور دندانپزشکی

applicator for sunscreen

اپلیکاتور برای ضد آفتاب

جملات نمونه

the applicator should be used carefully to avoid any spills.

باید از اپلیکاتور با دقت استفاده کرد تا از هرگونه ریختگی جلوگیری شود.

make sure to clean the applicator after each use.

مطمئن شوید که پس از هر بار استفاده، اپلیکاتور را تمیز کنید.

she applied the cream with a precision applicator.

او کرم را با یک اپلیکاتور دقیق استفاده کرد.

the applicator is designed for easy handling.

اپلیکاتور برای استفاده آسان طراحی شده است.

using the right applicator can improve your results.

استفاده از اپلیکاتور مناسب می تواند نتایج شما را بهبود بخشد.

they provided an applicator with the product for convenience.

آنها به راحتی یک اپلیکاتور همراه با محصول ارائه کردند.

the applicator needs to be replaced regularly to maintain hygiene.

برای حفظ بهداشت، اپلیکاتور باید به طور منظم تعویض شود.

he struggled to use the applicator properly at first.

در ابتدا او برای استفاده صحیح از اپلیکاتور مشکل داشت.

choose an applicator that suits your specific needs.

یک اپلیکاتور انتخاب کنید که با نیازهای خاص شما مطابقت داشته باشد.

the new applicator design makes it easier to apply the product.

طراحی جدید اپلیکاتور استفاده از محصول را آسان تر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید