appraisee

[ایالات متحده]/əˈpreɪziː/
[بریتانیا]/əˈpreɪzi/

ترجمه

n. شخص یا چیزی که مورد ارزیابی یا سنجش قرار می‌گیرد.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the appraisee received constructive feedback during the evaluation.

مورد ارزیابی بازخورد سازنده را در طول ارزیابی دریافت کرد.

it is important for the appraisee to understand the criteria used for assessment.

برای مورد ارزیابی درک معیارهای مورد استفاده برای ارزیابی مهم است.

the appraisee was pleased with the positive remarks from the supervisor.

مورد ارزیابی از نظرات مثبت ناظر راضی بود.

during the meeting, the appraisee discussed their career goals.

در طول جلسه، مورد ارزیابی در مورد اهداف شغلی خود صحبت کرد.

feedback sessions are essential for the appraisee's development.

جلسات بازخورد برای توسعه مورد ارزیابی ضروری است.

the appraisee should prepare thoroughly for the performance review.

مورد ارزیابی باید به طور کامل برای بررسی عملکرد آماده شود.

clear communication helps the appraisee understand expectations.

ارتباطات واضح به مورد ارزیابی کمک می کند تا انتظارات را درک کند.

the appraisee demonstrated significant improvement over the last quarter.

مورد ارزیابی پیشرفت قابل توجهی نسبت به فصل گذشته نشان داد.

it is beneficial for the appraisee to set specific goals.

برای مورد ارزیابی تعیین اهداف مشخص مفید است.

the appraisee appreciated the recognition for their hard work.

مورد ارزیابی از قدردانی برای تلاش هایشان قدردانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید