apprehensively

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت نگران یا مضطرب.

جملات نمونه

She looked apprehensively at the dark alley.

او با نگرانی به کوچه تاریک نگاه کرد.

He approached the unfamiliar dog apprehensively.

او با احتیاط به سگ ناآشنا نزدیک شد.

The students waited apprehensively for their exam results.

دانشجویان با نگرانی منتظر نتایج امتحان خود بودند.

She answered the phone apprehensively, not sure who was calling.

او با نگرانی گوشی را برداشت، مطمئن نبود چه کسی زنگ زده است.

He glanced apprehensively at the storm clouds gathering in the sky.

او با نگرانی به ابرهاي تندري که در آسمان جمع شده بودند نگاه کرد.

The team members looked apprehensively at their coach, waiting for feedback.

اعضای تیم با نگرانی به مربی خود نگاه کردند و منتظر بازخورد بودند.

She approached the haunted house apprehensively, unsure of what to expect.

او با احتیاط به خانه تسخیر شده نزدیک شد، مطمئن نبود چه انتظاری دارد.

The hiker navigated the narrow trail apprehensively, wary of potential dangers.

کوهنورد با احتیاط مسیر باریک را پیمایش کرد، از خطرات احتمالی آگاه بود.

He eyed the unfamiliar surroundings apprehensively, feeling out of place.

او با نگرانی به محیط ناآشنا نگاه کرد، احساس بیگانگی کرد.

She hesitantly and apprehensively agreed to the risky plan.

او با اکراه و با نگرانی با طرح خطرناک موافقت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید