apprises

[ایالات متحده]/əˈpraɪz/
[بریتانیا]/əˈpraɪz/

ترجمه

v. کسی را از چیزی مطلع کردن; به کسی درباره چیزی اطلاع دادن;; نظرات یا قضاوت خود را درباره چیزی بیان کردن; چیزی را ارزیابی کردن;

جملات نمونه

the manager apprises the team of the new project details.

مدیر جزئیات پروژه جدید را به تیم اطلاع می‌دهد.

she apprises her friends about the latest news.

او دوستانش را از آخرین اخبار آگاه می‌کند.

the report apprises the public of the health risks.

گزارش مردم را از خطرات بهداشتی آگاه می‌کند.

he always apprises his clients of any changes.

او همیشه مشتریان خود را از هرگونه تغییر آگاه می‌کند.

the teacher apprises students of upcoming exams.

معلم دانش‌آموزان را از امتحانات آتی آگاه می‌کند.

the newsletter apprises subscribers of special offers.

خبرنامه مشترکین را از پیشنهادات ویژه آگاه می‌کند.

she regularly apprises her supervisor of her progress.

او به طور منظم مدیر خود را از پیشرفت خود آگاه می‌کند.

the app apprises users of important updates.

برنامه کاربرانی را از به‌روزرسانی‌های مهم آگاه می‌کند.

the briefing apprises the staff of new policies.

اطلاعیه کارکنان را از سیاست‌های جدید آگاه می‌کند.

he apprises his family of his travel plans.

او خانواده‌اش را از برنامه‌های سفر خود آگاه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید