approes

[ایالات متحده]/əˈproʊz/
[بریتانیا]/əˈproʊz/

ترجمه

n. صبر کردن و دیدن قبل از تصمیم‌گیری

جملات نمونه

he approaches every challenge with enthusiasm.

او با اشتیاق به هر چالشی نزدیک می‌شود.

she approaches her studies with a positive attitude.

او با نگرش مثبت به تحصیلات خود نزدیک می‌شود.

the manager approaches problem-solving creatively.

مدیر با خلاقیت به حل مسئله نزدیک می‌شود.

they approach the project with a collaborative spirit.

آنها با روحیه همکاری پروژه را دنبال می‌کنند.

he approaches his fitness goals methodically.

او به طور منظم به اهداف تناسب اندام خود نزدیک می‌شود.

she approaches her relationships with honesty.

او با صداقت به روابط خود نزدیک می‌شود.

the teacher approaches each student’s needs individually.

معلم به طور جداگانه به نیازهای هر دانش آموز نزدیک می‌شود.

he approaches negotiation with a calm demeanor.

او با رفتاری آرام به مذاکره نزدیک می‌شود.

they approach their goals with determination.

آنها با قاطعیت به اهداف خود نزدیک می‌شوند.

she approaches art with a unique perspective.

او با دیدگاهی منحصر به فرد به هنر نزدیک می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید