appropriates

[ایالات متحده]/əˈprəʊprieɪts/
[بریتانیا]/ˌæprəˈpriːtsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را برای مقاصد خود گرفتن یا استفاده کردن، اغلب بدون اجازه یا توجیه؛ تخصیص یا کنار گذاشتن مبلغی پول برای هدف خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

appropriates funds

اختصاص بودجه

appropriates resources

اختصاص منابع

appropriates the situation

شرایط را مناسب می کند

appropriately appropriates

به طور مناسب تخصیص می‌دهد

seeks to appropriate

به منظور تخصیص به دنبال است

appropriates credit

اعتبار را به خود می‌گیرد

appropriates blame

مقصر دانستن را به خود می‌گیرد

appropriates the concept

مفهوم را به خود می‌گیرد

جملات نمونه

the company appropriates funds for community projects.

شرکت بودجه‌ای را برای پروژه‌های جامعه اختصاص می‌دهد.

he appropriates time for his hobbies every weekend.

او هر آخر هفته زمانی را برای سرگرمی‌های خود اختصاص می‌دهد.

she appropriates resources to enhance her skills.

او منابعی را برای ارتقای مهارت‌های خود اختصاص می‌دهد.

the artist appropriates cultural symbols in her work.

هنرمند از نمادهای فرهنگی در آثار خود استفاده می‌کند.

they appropriates space for a new exhibition.

آنها فضایی را برای یک نمایشگاه جدید اختصاص می‌دهند.

the government appropriates funds for education.

دولت بودجه‌ای را برای آموزش اختصاص می‌دهد.

he appropriates ideas from various sources.

او ایده‌هایی را از منابع مختلف اقتباس می‌کند.

the organization appropriates funds for research.

سازمان بودجه‌ای را برای تحقیقات اختصاص می‌دهد.

she appropriates her time wisely to balance work and life.

او به طور عاقلانه وقت خود را برای متعادل کردن کار و زندگی اختصاص می‌دهد.

they appropriates historical elements in their design.

آنها عناصر تاریخی را در طراحی خود به کار می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید