allots

[ایالات متحده]/əˈlɒt s/
[بریتانیا]/əˈlɑːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به کسی یا چیزی توزیع یا اختصاص دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

allots time

اختصاص زمان

allots resources

اختصاص منابع

allots responsibilities

اختصاص مسئولیت‌ها

allots tasks evenly

تقسیم وظایف به طور مساوی

جملات نمونه

the government allots resources to different regions.

دولت منابع را به مناطق مختلف تخصیص می‌دهد.

the committee allots tasks based on individual strengths.

کمیته وظایف را بر اساس نقاط قوت فردی تخصیص می‌دهد.

he allots a portion of his income to charity.

او بخشی از درآمد خود را به خیریه اهدا می‌کند.

the budget allots money for travel expenses.

بودجه پول‌هایی را برای هزینه‌های سفر تخصیص می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید